از فرمان روایان و سیاستمداران روی گردان شده ام
چون دیدم آن چه را که اکنون فرمان می خوانند،چانه زنی و سوداگری بر سر قدرت و مال است
آن هم فرمان روایی بر فرو مایگان!
به راستی بوی گند این فرمان روایان و قدرت پرستان و لذت پرستان سراسر دنیا رادر برگرفته
مرا چه افتاد که کر و کور لال همراه آنان می خزیدم!
من آن را یافته ام :
لذت
اما لذت سرد ، همچون شرارت برف دانه های پایان زمستان.
آیا لذت این است؟
جام را پر کردن و باز تهی شود و باز آن را…
نه این لذت ناپاکان است
من این لذت را تغییر می دهم
بر درخت آینده آشیان می سازم
عقابان با منقار خود بهر تنهایی ام خوراک خواهند آورد
و کام شان خواهد سوخت.