غمگین می گویم :
همه چیز کوچک تر شده است!
همه جا در ها را پست تر می بینم.
هنوز از میان شان می توان گذشت
اما می باید خود را خم کرد
آه ، کی به سامان خویش می رسم
آن جا که دیگر نمی باید خود را خم کنم
آن جا که نمی باید در برابر خردان خم شد
باید به دوردستان خیره شد
چشمان ام را باز می گذارم
سکوت تازه ای که آموخته ام این است :
هیاهوی خردان پیرامون من، پرده ای بر
اندیشه هایم می کشد
باید هوشیار بود
مبادا هیاهو ، بلایی بر سر آورد!
در پی آسایش ام.
باید میانه رو بود تا با آسایش سازگار شوم.
" دروغ "
پا وچشم نباید به یکدیگر دروغ گویند
بازیگر اصیل زندگی باید بود
مردانگی می خواهد
باید از مردی بهره برد.
از ریا به دور بودن لازم است
ریا ، کار فرمانروایان است
برای نیک بختی ، با انصاف و مهربان
و هم چون دانه های شن، باید بود.